عطا ملك جوينى
131
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
فرمان شد تا بر مدار قلعه هركس بر مقابلت « 1 » مقاتلت « 2 » آغاز نهادند و هركس كه بود در جنبش آمد و با معارضان در كوشش ، و از مدار اين قلعه كه فرسنگى يا زيادت بود نعره با صدا درهم پيوست و از غلتانيدن « 3 » خرسنگها كه از بالا مىانداختند زلزله در * اعضا و « 4 » اجزاى كوه افتاد و از تصادم * صخرات صحرات « 5 » دل سنگ خارا خاك « 6 » مىشد و از تكاثر صولات جيب فلك « 7 » اعلى چاك ، و از فلاخن مجانيق كه آنروز « 8 » برخاسته بود گوئى ستونهاى آن * صدساله درخت ناژ بود امّا بار آن « 9 » طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ ، باوّل سنگى كه سر سبكى كرد منجنيق ايشان بشكست و مردم بسيار در زير آن بگسست « 10 » و سهم بسيار از سهم « 11 » چرخ بريشان غالب گشت نيك پريشان گشتند و هركس بر گوشهء سنگى از سترى سپرى ساخته و برخى كه بر برجى « 12 » ايستاده از هول آن چون موش در سوراخ خزيدند و مانند سوسمار در
--> ( 1 ) تنقيط قياسى ، ب ح : بر مقاتلت ؟ ؟ ؟ ، ه : بر مقاتلت ، د : بمقابلت ، ز : بر مقابل ، آ ج ندارند ، ( 2 ) كذا فى ج ز ، آ ح با تنقيط ناقص ، د : جنك ، ب ه ندارند ، ( 3 ) كذا فى اربع نسخ ، د ه ز : غلطانيدن ، ( 4 ) آ ندارد ، ( 5 ) كذا فى ب د ح ( ) ، آ : صحرات صحرات ، ه : ضجرات ضجرات ، ج ز : صخرات ، - مقصود از صحرات با صاد و حاء مهملتين و ضبط آن معلوم نشد ، ( 6 ) آ : حاك ، ( 7 ) آ ندارد ، ( 8 ) ح : از رور ، ( 9 ) كذا فى ح ( صدساله درخت باژ ؟ ؟ ؟ بوذ اما بار ان ؟ ؟ ؟ ) با تنقيط قياسى نون ناژ و باء بار ، - باقى نسخ تماما مضطرب و ملحون است از اينقرار آ : صاله درختب ؟ ؟ ؟ بار ؟ ؟ ؟ نوانا ؟ ؟ ؟ بار ؟ ؟ ؟ ان ؟ ؟ ؟ ، ب : صاله درختب ؟ ؟ ؟ بار ؟ ؟ ؟ بود اما بار الطلها ( - آن طلعها ) ، د : صاله در جيب نار بود امّا مازال ، ه : ضاله درخت نار بود با نار آن ، ز : حباله در ختب ؟ ؟ ؟ بار نوا ؟ ؟ ؟ ما بازال ؟ ؟ ؟ ، ج جمله را ندارد ، ( 10 ) كذا فى آ ، ب د ه ز : بكشت ، ج : كشته شدند ، ح جمله را ندارد ، ( 11 ) سهم اوّل فارسى و بمعنى ترس و بيم است و سهم دوّم عربى بمعنى تير ، و چرخ نوعى از كمان سخت و بزرگ و نيز نوعى از منجنيق بوده است ( فرهنگ فولرس ) ، ( 12 ) كذا فى ج ، آ : بر برحى ، ب ه ز : به زير برجى ، ح : به زير برحى ، د ندارد ،